عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

92

منازل السائرين ( فارسى )

آرزومند او شدم پس هنگامى كه رخ نمود * از جلال و عظمت او بر جاى ماندم نه از روى ترس بلكه به واسطهء هيبت * و تنها جلوهء جمالش مرا محافظت نمود . خواجه مىفرمايد : و هى هيبة تعارض المكاشف أوقات المناجات ، و تصون ا لمشاهدة أحيان المسامرة و تقصم المعاين بصدمة العزة . و آن هيبتى است كه به هنگام مناجات در تعارض با مكاشف قرار مىگيرد و به هنگام راز و نياز شبانه شهود را محافظت مىكند و معاين را به واسط هء عظمت عزت پروردگار در معرض نابودى قرار مىدهد . تلمسانى در شرح گفتار خواجه مىفرمايد : « بيشترين زمانى كه انسان تحت تأثير هيبت الهى واقع مىشود در زمان مناجات است و آن تملق براى حق است و آغاز نزول واردات قلبى . كلام ايشان « تصون المشاهدة » ، يعنى مانع ايجاد حالت بسط در سالك شده ، بلكه او را برآن مىدارد كه ادب حضور را رعايت كند . پس مسلما راز و نياز شبانه در انسان ايجاد انبساط مىكند و هيبت مانع مىگردد كه مشاهده در اين حالت به بسط درونى منجر شود و در اثر بسط ، اقتضاى ادب محضر الهى رعايت نگردد . كلام ايشان « تقصم المعاين » ، يعنى نزديك است كه مشاهده عزت پروردگار ، بيننده را به ورطهء نيستى بكشاند . كلام ايشان « بصدمة العز » ، يعنى به فنا ، پس مسلما اين مقام اقتضاى آن را دارد كه واجد آن ، حق را به نور حسن معاينه نمايد كه اگر چنين نباشد به هنگام تجلى وجود معاين هنگامى كه عزت الهى برايش ظاهر گردد ، به سوى فنا كشيده مىشود و سالك در موقعيت غلبه هيبت و امتناع از فنا واقع مىشود و شبيه اين وضعيت حالتى است كه براى موسى كليم الله عليه السّلام واقع شد كه خداوند نيز در كلامش اين‌گونه اشاره مىفرمايد : رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ . « 1 » پروردگارا به من امكان بده كه به سوى تو بنگرم . اگر سالك به هنگام مكاشفه ، حق را در لباس جلالش مشاهده كند وجود او توان چنان تجلىاى را بر نفس خويش نداشته و از ادراك مواجه با چنان عظمتى به ورطه فنا كشيده مىشود و چنان غلبه‌اى شايد براى هميشه به سير سالك پايان بخشد ، لذا همواره بايد در چنين هنگامى دست نوازشگر جلوه‌هاى جمال الهى خوف را از دل سالك بزدايد ، و ا و را

--> ( 1 ) . اعراف / 143 .